امام صادق (سلام الله علیه) : صَلاةُ مُتَطَيِّبٍ أفضَلُ مِن سَبعينَ صَلاةً بِغَيرِ طيبٍ. نماز شخص خوشبو برتر از هفتاد نماز بدون بوى خوش است. الصلاة: ص 51 ح 148

درباره مجمع

این مراسم که ویژة مادران و فرزندان شیرخوار ایشان است؛ در یک روز و ساعت  به طور هم زمان  در سراسر کشور (و بعضی از کشورهای دیگر) به اجرا در می آید (اولین جمعة محرم هر سال  ساعت 30/8 صبح).

اما شگفت انگیز که  حتی در اوج سرما  حدود 2 ساعت پیش از اجرای مراسم، بسیاری از مادران (به همراه شیرخوارگان) در پشت درب محل برکزاری مراسم حضور می یابند؛ که مبادا از داشتن جا محروم بمانند! و در این مسیر، گرمای ولایت و محبت، اجازة حس کردن سرما را به آنها  نمی دهد.

به ناچار ساعتی زودتر از آغار مراسم، درها گشوده می شود و مهمانان آسمانی این بزم قدسی،گرد هم می آیند...

گویی در این محفل باشکوه، هیچکس منتظر اجرای برنامه ای نیست! چرا که اشک های حلقه شده در چشم ها و قلب هایی که در حال و هوای این محفل آسمانی می طلبد، مرثیه خوان شخصی مادرانند!

مادرانی که لباس ویژة مراسم را با آیینی خاص و توجه و توسل، بر تن کودک خود پوشانده اند و سبزی لباس او را مشابه رویشی دوباره در بوستان وحی می دانند. لباس های سبز و پیشانی بندی سرخ که بر خود نام مقدّس یا صاحب الزمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) را دارد؛

پیشانی بندی که حکایت از جهت گیری محتوایی این نشست بزرگ دینی- فرهنگی دارد؛ انتظار منجی؛ فرهنگ مهدویت مادران دلداده؛ که از هم اکنون فرزند خود را در لباس سربازی امام عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) می بینند؛ با اشکی ریزان وقلبی لرزان، کودک خویش را به امام زمانشان می سپارندتا او خود محافظ ایشان باشد و در این میان، نذر نامة خود را ترنم می کنند:

یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم؛او را برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن!

وقتی حضور شگرف و انبوه هزاران مادر و کودک شیرخوار هم لباس، شکل شگرف (توزیع لباس ها در مراکز از پیش تعیین شده و نیز در محل برگزاری مراسم هر شهر انجام می پذیرد)؛ زمزمه ها به آرامش می گراید؛ هنگامی که تلاوت آیاتی از سورة مبارکة مریم(سلام الله علیها) آغاز می شود؛ و لحظاتی بعد، سخران جلسه در عرصه وارد می شود؛ اما موضوع آن از بیش تعیین شده و مشخص است:

لزوم و کیفیت انتظار منجی، شرح مظلومیت امام حسین(علیه السلام) و شیرخوار شهید ایشان؛وظیفه ما در قبال تربیت معنوی فرزند

سخنرانان که غالبا از مشاهیر و بهترین های این فن هستند؛ با استفاده از آیات و روایات و حکایات کوتاه، شیرین و اثر گذار، رسالت سخن را به انجام می رسانند و مادران  در حالی که فرزند خود را در آغوش گرم خویش   می فشارند  به دقت آن را دنبال می کنند (بی آنکه کنترل کودکان، خللی در توجه ایشان ایجاد کنند).

 اندکی بعد  هنگامی که در محمل یاد شده؛ جایی برای سوزن انداختن نیست! مداحان کار بلد                  اهل بیت(علیهم السلام) در صحنه می درخشند و مدح و مرثیه و زبان حال مناسب چنین مجلسی را با نوای خوش،      سر می دهند.

اگرچه در آغاز بخش مداحی، سکوتی معنادار تمام جلسه را فرا می گیرد؛ اما به محض ورود مداح به حوزة مرثیه، صدای ناله ها و شیون های جگرسوز، راه آسمان را می پیماید! مادرانی که خود را هم ناله و هم درد رباب (سلام الله علیها)

می دانند و حال او را در از دادن طفل شش ماهه و دیدن قنداقة خون آلود او  به خوبی  می فهمند؛ و ایثار را در مسیر ولایت  به معنی واقعی آن–  لمس می کنند.

لحظاتی بعد، مداح به زمزمة لالایی روی می آورد... و از همین جاست که گویی، نه تنها اهل این مجلس، بلکه قدوسیان و کروبیان به ناله در می آیند و آن را زمزمه می کنند. اگر به جای انسان، تندیس سنگی آنها را هم بگمارند؛ دل از دست می دهند و شوری وصف ناشدنی پیدا می کنند که همدوش شعور، پرهای پرواز به سوی آسمان است.

اکنون که دل ها در اوج رستاخیز خود قرار گرفته اند «آیین گهواره گردانی» انجام می شود، گهواره ای سبز پوشیده، مزیّن به گل ها و غنچه های رنگارنگ و معطر به شمیمی ویژه، بر سر دست چند تن از خانم های هم لباس- که از قبل مشخص شده اند  وارد  بلند می کنند و در مسیر این شمیم مقدس قرار می دهند.

صدای گریة کودکان و مادران  در جانسوز ترین حالت خود  یکدیگر را در آغوش می گیرند و بال و پر عروجی را پدید می آورند که هیچ قلمی قادر به وصف آن نیست! دیگر آرام کردن این موج عاشورایی، کار کسی نیست؛درست در همین لحظه نورانی، همگان دست بر دامن اجابت می زنند و دعای مداح را آمین می گویند.

با خود می گویی: اگر این آمین آتشناک آسمان سوز، آمین است؛ پس تا به حال  در تمام عمر  حتّی یک "آمین" نگفته ام!

مراسم به پایان رسیده؛ چشم ها مانند لاله های داغدار عشق خونین است؛ هنوز صدای درهم تنیده و جان شکار گریه ها و ناله ها در گوش است؛ ولی در عجب می مانی از اینکه همگان را می بینی در حالی که در نور بهجت و فرح، چنان غوطه می خورند که سبک تر از نسیم قدم بر می دارند و لبخند رضایتی که ریشه در اعماق اجابت دارد؛ در قاب صورتشان خودنمایی می کند؛ و آرامش، این گم شدة بشر امروز را، به نمایش می گذارد!

همه راضی اند؛ شاید به خاطر آنکه آقا از آن ها راضی شده است...

دفترچه آشنایی با مجمع

Template Design:bunext